من و بزرگواری دكتر سيد جعفر شهيدی
امروز عصر وقتی برای دیدن خبرهای مهم روز سراغ خبرگزاریها رفتم، به محض اينكه صفحه را كه باز كردم، قلبم توی سینه كمی فشرد. خبر اول، خبر درگذشت حضرت آیتالله حاج احمد مجتهدی بود و به فاصلهی اندكی از آن خبر درگذشت دكتر سید جعفر شهیدی.
جوانتر كه بودم، یعنی سالهایی كه یك دانشآموز دبیرستانی بودم، برای دیدن دوستان قدیم، چند بار به حوزهی علمیهی حاج آقا مجتهدی رفته بودم. حوزهی كوچكی است در نزدیكی میدان قیام تهران. آن موقع هم وصف اخلاقش را بسيار میشنیدم. شاید خیلی از طلبههای آن حوزه، به عشق نام و آوازهی او در اخلاق بود كه این حوزهی كوچك را برای تحصیل انتخاب میكردند.
البته مرگ چنین انسانهایی تأسفی ندارد. گرچه به تعبير آقای سيد محمد خاتمی، با فرو مردن ستارههای درخشان آسمان فضيلت و دانايی، تاريكی را بيشتر میفهميم. اگر زاويهی نگاهمان را عوض كنيم، و از دريچهی چشم آنها به ماجرا نگاه كنيم، آنان مصداق كسانی هستند كه از عمرشان كمال استفاده را بردند و متعهدانه به وظیفهای كه خداوند به دوششان گذاشته است، عمل كردند. خداوند روح هر دو را غرق و قرین رحمت واسعهی خود گرداند.

این خاطره را هر جا كه اسمی از او به میان آمده، برای دوستانم تعریف كردهام. حالا به پاسداشت یادش آن را برای شما هم تعریف میكنم. خاطرهای كه تصویری روشن و گویا از بزرگواری و اخلاق نازنین آن مرد بزرگ است. اين خاطره را در ادامهی مطلب بخوانيد.
آثار استاد سيد جعفر شهيدی در يك نگاه
ادامه مطلب

