تبليغاتX
این نه منم

این نه منم

یادداشت‌های كسی كه خيلی شبيه من نيست!

 

من و بزرگواری دكتر سيد جعفر شهيدی

 

 

امروز عصر وقتی برای دیدن خبرهای مهم روز سراغ خبرگزاری‌‌ها رفتم، به محض اين‌كه صفحه را كه باز كردم، قلبم توی سینه كمی فشرد. خبر اول، خبر درگذشت حضرت آیت‌الله حاج احمد مجتهدی بود و به فاصله‌ی اندكی از آن خبر درگذشت دكتر سید جعفر شهیدی.

جوان‌تر كه بودم، یعنی سال‌هایی كه یك دانش‌آموز دبیرستانی بودم، برای دیدن دوستان قدیم، چند بار به حوزه‌ی علمیه‌ی حاج آقا مجتهدی رفته بودم. حوزه‌ی كوچكی است در نزدیكی میدان قیام تهران. آن موقع هم وصف اخلاقش را بسيار می‌شنیدم. شاید خیلی از طلبه‌های آن حوزه، به عشق نام و آوازه‌ی او در اخلاق بود كه این حوزه‌ی كوچك را برای تحصیل انتخاب می‌كردند.  

البته مرگ چنین انسان‌‌هایی تأسفی ندارد. گرچه به تعبير آقای سيد محمد خاتمی، با فرو مردن ستاره‌های درخشان آسمان فضيلت و دانايی، تاريكی را بيش‌تر می‌فهميم. اگر زاويه‌ی نگاهمان را عوض كنيم، و از دريچه‌ی چشم آ‌ن‌ها به ماجرا نگاه كنيم، آنان مصداق كسانی هستند كه از عمرشان كمال استفاده را بردند و متعهدانه به وظیفه‌ای كه خداوند به دوششان گذاشته است، عمل كردند. خداوند روح هر دو را غرق و قرین رحمت واسعه‌ی خود گرداند.

 

 استاد سيد جعفر شهيدی

 

و اما با دكتر جعفر شهیدی رابطه‌ی روحی دیگری داشتم. هیچ‌وقت دست‌هایش را در دستانم نگرفتم، اما هر جا كه پای صحبت‌هایش می‌نشستم یا نوشته‌هایش را می‌خواندم و یا حتی نامش را می‌شنیدم، بی‌اختیار دیداری با خیالش در درونم اتفاق می‌افتاد و خاطره‌ای كه از او داشتم، در ذهنم جان می‌گرفت و تازه می‌شد.

این خاطره را هر جا كه اسمی از او به میان آمده، برای دوستانم تعریف كرده‌ام. حالا به پاس‌داشت یادش آن را برای شما هم تعریف می‌كنم. خاطره‌ای كه تصویری روشن و گویا از بزرگواری و اخلاق نازنین آن مرد بزرگ است. اين خاطره را در ادامه‌ی مطلب بخوانيد.

 

 

 

 

 آثار استاد سيد جعفر شهيدی در يك نگاه

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 3:51  توسط بهروز كهريز  | 

وبگاه مجله‌ی شهرزاد عصر روز دوشنبه ۱۰ دی ماه جاری، با حضور گروهی از نويسندگان و چهره‌های فرهنگی كشور آغاز به كار كرد.

در اين وبگاه  امكاناتی مانند ايجاد وبلاگ، اتاق‌های گفت‌وگو، فروشگاه آنلاين، مشاوره و ... در نظر گرفته شده است.

شهرزاد كلوپ خود را يك پايگاه تخصصی براي پدران، مادران و مربيان كودكان و نوجوانان می‌داند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 20:40  توسط بهروز كهريز  | 

 

 

گرافيگ در مطبوعات كودك و نوجوان ايران

 

 

حدود يك سال پيش يكی از دانشجويان رشته‌ی گرافيك، برای انجام پژوهشی درباره‌ی وضعيت گرافيكی نشريات كودك پرسش‌نامه‌ای را هم به من داد و قرار شد بعداً به صورت حضوری درباره‌ی آن پرسش‌ها گفت‌وگو كنيم. من در فرصت مقرر نتوانستم اين كار را بكنم. بنابراين به او پيشنهاد دادم زمانی را كه می‌خواهد روی پياده كردن صحبت‌ها بگذارد، به خود من بدهد تا پاسخ‌هايش را به شكل كتبی بنويسم و تقديم كنم. اين پاسخ‌هايی است كه من به او پرسش‌های او داده‌ام. آن دانشجوی محترم، به دلايلی كه نمی‌دانم، از گرفتن اين پاسخ‌ها منصرف شد. اكنون كه حدود يك‌ سال از اين ماجرا می‌گذرد، فكر می‌كنم حق داشته باشم، آن را به اين شكل منتشر كنم.

اين مطلب آماده و حروف‌چينی شده، مرا كه اين روزها اوج كارم است، وسوسه كرد تا براي به‌روز كردن وبلاگم و گريز از ملامت دوستان به سراغش بروم. تنها تغييری كه در اين متن داده‌ام، آن است كه به همه‌ی عددهايی كه در جدول صفحه‌ی  بعد ملاحظه خواهيدكرد، يكی‌ افزوده‌ام.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 18:31  توسط بهروز كهريز  | 

 

چرا جشنواره‌ی مطبوعات بی‌مشتری است؟

 

چرا وقتی قرار است جشنواره‌ای برگزار شود كه تنها مطبوعات در آن حضور داشته باشند، همه چیز رنگ می‌بازد؟ آیا تا به حال به پاسخ این پرسش فكر كرده‌اید؟ ظاهراً فرقی هم نمی‌كند كه این جشنواره مربوط به مطبوعات بزرگ‌سال باشد یا كودك و نوجوان.

در اين يادداشت بخشی از دلايل اين اتفاق بررسی شده و سفارش‌هايی شده است كه در واقع می‌تواند به سودآور كردن مطبوعات، رونق کار آن‌ها و جشنواره‌هايي كه براي آن‌ها برگزار مي‌شود، كمك كند. براي خواندن متن كامل اين يادداشت روی عبارت ادامه مطلب كليك كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 2:36  توسط بهروز كهريز  | 

 

دست كانون درد نكند

 

برگزاری هشتمين جشنواره‌ی مطبوعات كودك و نوجوان، با همه‌ی اظهار نظرهایی منفی و مثبتی كه درباره‌اش شده و می‌شود، فی نفسه كار بسیار ارزش‌مند و درخور سپاسی است. همین كه كسی به فكر برگزاری مستمر آن هست، خود به خود در خور احترام است. روشن است كه همه دوست داریم كارها بهتر و بهتر شود. خود جشنواره هم به نوعی نقد كارهای مجلات است. از این رو اگر نسبت به زمان برگزاری جشنواره، اطلاع رسانی اندك آن، فضا و كیفیت داوری اعتراض‌هایی صورت می‌گیرد، به معنای رد اصل حركت نیست. هر كاری ممكن است نقایصی داشته باشد و در صورتی كه قرار ما بر رشد باشد، باید بكوشیم با توجه به این نظرها كار را روزبه‌روز اصلاح كنیم و پیش‌ ببریم.

به نوبه‌ی خودم از كانون متشكرم.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 2:23  توسط بهروز كهريز  | 

 

در نمايشگاه مطبوعات كودك 1

 

 

در غرفه‌ی رشد‌ها

امروز ظهر به نمایشگاه مطبوعات كودك و نوجوان كانون رفته بودم. قرار است فردا آخرین روز نمایشگاه باشد. رفته بودم تا سر و گوشی آب بدهم ببینم در غرفه‌‌ی مجله‌های رشد چه خبر است. شنیده بودم كه غرفه‌‌ی مجلات رشد دیدنی‌تر از سال‌های  گذشته است. هم فضای بزرگ‌تری گرفته و هم برنامه‌های تازه‌ای را تدارك دیده است.

گذشته از آن رول معروف نقاشی كه به بچه‌ها امكان می‌داد یك گروه نسبتاً بزرگ با هم دست به كار شوند و نقاشی بكشند و حالا دیگر انگار یكی از مشخصات غرفه‌ی رشد بود، چند تا رایانه هم گذاشته شده بود كه بچه‌ها در برابر آن‌ها می‌نشستند و به پنج تا پرسش چهارگزینه‌ای تصادفی و در عین حال مرتبط با پایه‌ی تحصیلی خودشان پاسخ می‌دادند. رایانه همان‌جا پاسخ‌ها را تصحیح می‌كرد و در صورتی كه كسی چهار یا پنج پاسخ درست داده بود، برنده اعلام می‌شد و جایزه می‌گرفت. برای نخستین تجربه اشكالاتی داشت؛ اما حتماً قابل اصلاح بود.

كار سومی كه توی غرفه انجام می‌شد برگزاری مسابقه‌‌ی ادبی هنری مركز بررسی آثار مجلات رشد بود. این مركز مسابقه‌هایی را برای گروه‌های پنج‌گانه‌ی كودك و نوجوان خود طراحی كرده بود. قرار است آثار برگزیده در مجله‌ها به چاپ برسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 2:13  توسط بهروز كهريز  | 

 

چه شگفت اگر شرابی كه ساقی اعظم در پياله‌ی غدير ريخته است، چنين مستی افزاست؟!

شما كه دستتان می‌رسد، در اين شراب گوارا غرق شويد و از لب‌تشنگان دور از دريا نيز ياد كنيد.

فرخنده باد اين مستی جان‌فزا بر شما!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 19:34  توسط بهروز كهريز  |