
به دست خود درختی بنشان
همه چيزمان به همه چيزمان میآيد. اين جمله را بيشتر از هزار بار شنيدهام. حرف نادرستی هم نيست؛ اما خيلی به درجا زدن ما كمك میكند. تا از چيزی گله میكنی، اين سنگ بزرگ را میاندازند جلوی پايت و آنوقت نمی توانی قدم از قدم برداری.
ولی بالاخره بايد از جايی شروع كرد. با شعارهای بزرگ هم كاری از پيش نمیرود. اگر كاری شدنی است، با كارهای كوچك و دستهای كوچك و قدمهای كوچك است.
برنامهی محيط زيست سازمان ملل از مردم جهان خواسته است، هر كس كه می تواند دست به كار شود و با دستهای خودش يك نهال بكارد. آنها اميدوارند با همين يك كار تا پايان سال 2007 ميلادی، يك ميليارد درخت كاشته شود.
از كشور ما ايران، تا لحظهی نوشتن اين مطلب، تنها كاشت 2805 درخت تعهد و عملاً فقط 175 درخت غرس شده است.
همهی ما قصهای را خواندهايم كه از آن درختكار پير نقل شده است. همان كه میگفت ديگران برای او كاشتهاند و حالا نوبت اوست بكارد تا ثمرش به ديگران برسد. اين فرهنگی است كه متأسفانه ما خيلی از آن فاصله گرفتهايم.
شايد خيلی از ما اين حديث را از پيامبر شنیده باشيم كه اگر قيامت در رسيد و در دست شما نهالى بود، جنب نخوريد تا آن را بكاريد.[1] خيلی هول انگيز است؛ نه؟
يا همه شنيدهايم كه هر كس شاخهی درختی را بشكند، بال فرشتهای را شكسته است و هر كس درختی را بكارد ولو برای لانه كردن پرندهای، صدقهی جاريهی اوست و سودش حتی پس از مرگ به حساب جاری حسناتش واريز میشود.
بيايم درخت كاشتن را فراموش نكنيم. به قول عباس يمينی شريف هر كدام به دست خود درختی بنشانيم.
[1] . إن قامَتِ السَّاعَةُ و فِي يَدِ أحَدِكُم فَسيلَةٌ، فإنِ استَطاعَ أنْ لايَقومَ حَتّى يَغرِسَها، فَليَغرِسْها_ كنزالعمّال، ح 9056