تبليغاتX
این نه منم

این نه منم

یادداشت‌های كسی كه خيلی شبيه من نيست!

مجله‌ی دانش‌آموز

در مهر ماه سال 1358 مجله‌ای منتشر می‌شد كه آشكار بود خلف مجله‌ی پيك دانش‌آموز است؛ با اين تفاوت كه عنوان پيك از ابتدای آن برداشته شده بود. با اين وصف، مجله از حيث شكل و محتوا تفاوت چشم‌گيری با سال‌های قبل از انقلاب نداشت. تنها تفاوت محسوس دو دوره در اين بود كه در مجله‌ی جديد به جای تعريف از خاندان پهلوی، چهره‌های ملی و مفاهيمی مانند عدالت و مبارزه با ظلم مورد تمجيد قرار می‌گرفتند.    

 محمود حكيمی مدير جديد مجلات، در نخستين يادداشت خود، با اشاره به مبارزه‌ی مردم ايران می‌نويسد: " مجله‌ی‌ دانش‌آموز، از اين پس در خدمت مردم قهرمان ايران است؛ در خدمت همه‌ی كسانی كه آزادی را دوست دارند." اين عبارت آشكارا از ديد او نسبت به گذشته‌ی مجله پرده برمی‌دارد. ما از يادداشت سردبير مجله درك می‌كنيم كه ديد خوبی نسبت به آن‌ دسته از مطالب پيك دانش‌آموز كه به معرفی خاندان پهلوی و مبالغه در دست‌آوردهای اين حكوت اختصاص داشت، وجود نداشت. از اين رو می‌توان فهميد كه حذف عنوان پيك در آن شرايط بسيار موجه به نظر می‌رسيد. با وجود اين، بسياری‌ از نويسندگان سابق اين نشريه و از همه مهم‌تر سردبيران سابق آن يعنی اسماعيل سعادت و ايران گرگين نيز در هيأت تحريريه‌ی جديد حضور داشتند.

اين مجله يك سال، به شكل كامل منتشر شد. اما در سال دوم، يعنی سال تحصيلی 60-1359، تنها سه شماره دوام يافت و در دی‌ ماه 1359 شمسی مجله از انتشار بازماند. اين نشريه بايد دو سال صبر می‌كرد تا در مهر سال 1361 با عنوان رشد بر پيشانی، انتشار مجدد خود را آغاز كند.

لوگوی مجله‌ی دانش‌آموز به سردبيری اقبال يغما 1335

دانش‌آموز ديگر

ناگفته نبايد گذاشت كه مجله‌های ديگری نيز با نام دانش‌آموز منتشر شده‌اند. از جمله، 13 سال پيش از آن‌كه مجله‌ی پيك دانش‌آموز كار خود را آغاز كند، اداره‌‌ی كل نگارش وزارت فرهنگ و معارف ايران (همين آموزش و پرورش فعلی خودمان) نشريه‌ای را با نام دانش‌آموز در 36 صفحه، برای محصلان سال‌های آخر دبستان و دبيرستان نظام قديم منتشر می‌كرد. سردبير اين مجله اقبال يغمايی بود كه معمولاً خود نيز سرمقاله‌های آن را می‌نوشت. اين نشريه در قطع رقعی كوچك منتشر می‌شد. تصوير روی جلد يكی از اين مجله‌ها را در زير می‌بينيد. اين تصوير مربوط به دهمين شماره‌ی دانش‌آموز است كه در تاريخ 29 اسفند 1335 منتشر شده است. بنابر شناسنامه‌ی اين مجله، سال 1335، ششمين دوره‌ی فعاليت مجله است و از اين رو آغاز انتشار آن بايد به سال‌ 1330 باز ‌گردد. اتفاقاً جناب محمود حكيمی در شماره‌‌ی پنجم رشد دانش‌آموز يادداشتی نوشته و در آن خاطره‌ای شنيدنی از آقای اقبال يغمايی تعريف كرده است. برای ديدن اين شماره از مجله‌ی رشد دانش‌آموز به وب‌گاه مجلات رشد مراجعه كنيد.

روی جلد شماره‌‌ی دهم دانش‌آموز از دوره‌ی ششم  سال 1336

همچنين نگاه كنيد به: رشد دانش‌آموز
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 0:30  توسط بهروز كهريز  | 

پیک دانش‌آموز

در مهر ماه 1343،  وزارت آموزش و پرورش با همکاری نمایندگی انتشارات فرانکلین در ایران، مرکزی برای تهیه‌ی خواندنی‌های نوسوادان تأسیس کرد. از مهم‌ترین فعالیت‌های آن مرکز که پس از مدتی به مرکز انتشارات آموزشی تغییر نام داد، نشر مجموعه‌ی مجلات پیک بود که برای نوآموزان، دانش آموزان، معلمان و والدین تولید می‌شد.

پيك دانش‌آموز نخستين مجله‌ای بود كه از سوی اين دفتر برای كودكان منتشر شد. نخستين شماره‌ی‌ اين مجله در 16 صفحه و به بهای 3 ريال عرضه شد. سردبير نخستين شماره‌‌های پيك دانش‌آموز مرحوم ايرج جهانشاهی‌ بود. نام او  به عنوان سردبير در مجلّه نيامد، اما عملاً نقش يك سردبير را بازی می‌كرد.

سال‌های بعد اسماعيل سعادت و ايران گرگين هر يك مدتی سردبيری اين مجله را بر عهده داشتند. اسماعيل سعادت هم‌اكنون عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی و ايران گرگين سرويراستار فرهنگ‌نامه‌ی كودكان و نوجوان است.

با شدت گرفتن مبارزه‌ی مردم ايران در دی‌ماه 1357 كاركنان دفتر مذكور هم مانند خيل كارمندان ديگر، دست از كار كشيدند و به اين ترتيب درست در چهاردهمين سالگرد نشر پيك دانش‌آموز، انتشار اين مجله با نام پيك متوقف شد.

در مهر ماه نخستين سال تحصيلی پس از انقلاب اسلامی ايران، اين مجله، تقريباً با همان نويسندگان سابق و البته بدون عنوان پيك و با نام دانش‌آموز روانه‌ی مدرسه‌های كشور شد. سردبير اين نشريه، محمود حاج‌ حكيمی (مشهور به محمود حكيمی)بود و اسماعيل سعادت و ايران گرگين يعنی سردبيران سابق اين مجله از نويسندگان فعال آن به شمار می‌آمدند. اين مجله هم‌زمان با آغاز انقلاب فرهنگی در كشور، در دی‌ ماه 1359 شمسی كار خود را بار ديگر متوقف كرد. (برای آشنايی بيش‌تر به ذيل مجله‌ی دانش‌آموز در يادداشت بعد رجوع كنيد.)

در مهر ماه سال 1361، همين مجله، و اين بار با عنوان تازه‌ی رشد بر پيشانی، و چهره‌هايی جوان و نو دوباره آغاز به كار كرد و به حيات خود ادامه داد. سردبيری اين مجله با مصطفی رحمان‌دوست بود كه بعدها به يكی از سرشناس‌ترين چهره‌ها‌ی ادبيات كودك و نوجوان تبديل شد.

 

برای خواندن تازه‌ترين شماره‌ی مجله‌ی رشد لوگوی رشد دانش‌آموز به وب‌گاه مجلات رشد مراجعه كنيد.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 0:21  توسط بهروز كهريز  | 

لوگوی رشد دانش آموز

رشد دانش‌آموز

 از آغاز تا كنون

انتشار مجله‌ی رشد دانش‌آموز از مهر ماه سال ۱۳۶۱ خورشیدی آغاز شده است. اين گفته دقيق است و نيست. عنوان رشد دقيقاً از 25 سال پيش بر پيشانی اين مجله نقش بسته است، ولی انتشار آن كار كاملاً تازه‌ای به شمار نمی‌آمد. مركزی كه مجله‌ی دانش‌آموز را منتشر و بين دانش‌آموزان پايه‌های چهارم و پنجم سراسر كشور پخش می‌كند، پيش از انقلاب هم همين كار را با عنوانی ديگر و با نام پيك دانش‌آموز می‌كرد. خوش‌بختانه مسئولان انقلابی آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ايران، از باب حفظ سنت‌های نيك گذشتگان، سنت انتشار اين مجلات را هم حفظ كردند. اگر اين ادعا را بپذيريم و سابقه‌ی این مجله را به تاریخچه‌ی سلف آن، مجلات پيك پيوند دهیم، تاریخ انتشار نخستين شماره‌ی مجله تا دی ماه سال ۱۳۴۳ شمسی عقب خواهد رفت؛ زمانی که نخستین شماره‌ی پيك دانش‌آموز در 16 صفحه منتشر ‌شد. اين تاريخ را باز هم می‌توان عقب‌تر برد؛ اگر بتوانيم آن را ادامه‌ی انتشار مجله‌ی دانش‌آموزی به‌شمار آوريم كه از سال 1330 توسط اداره‌ی كل نگارش‌های وزارت فرهنگ و معارف يعنی آموزش و پرورش فعلی به چاپ می‌رسيده است.

شمارگان رشد دانش‌آموز

بنابر گزارشی که ایرج جهان‌شاهی مسئول مجلات پیک در سال ۱۳۵۲ شمسی می‌دهد، پيك دانش‌آموز شمارگانی برابر ۵۰۰ هزار و ۳۷۵ نسخه در ماه داشته است.

از شمارگان دقیق نشریه‌ی‌ رشد دانش‌آموز تا مهر سال ۱۳۶۹ شمسی که شماره ۶۵ مجله به چاپ می‌رسد، بی‌خبریم. از این تاریخ شمارگان هر شماره از نشریه، در صفحه‌ی شناسنامه قید می‌شود. در این سال، مجله کار خود را با شمارگان ۳۵۰ هزار نسخه در ماه مهر آغاز می‌کند و در چهارمین شماره‌ی سال تحصیلی، یعنی شماره‌ی دی به رقم ۶۵۰ هزار نسخه می‌رسد و سپس تا پايان سال تحصيلی، به تدریج سیری نزولی را پیش می‌گیرد. این روندی است که تقریباً در تمام سال‌های فعالیت مجله پیموده شده است و هنوز هم ادامه دارد. از این رو برای درک افت‌ و خیزها و مقایسه‌ی شمارگان این نشریه بهتر است به شمارگان متوسط سالیانه پناه ببریم. بر این مبنا، این رقم برای دوره‌ی مذکور ۴۶۲ هزار نسخه در ماه است. یک سال پس از آن، یعنی در سال تحصیلی۷۱-۱۳۷۰ این رقم به ۵۸۱ هزار نسخه در ماه افزایش می‌یابد و در دوره‌ای ۱۰ ساله تقریباً ثابت می‌ماند. از سال 1380 تا كنون سال به سال به شمارگان اين نشريه افزوده شده است و در نسخه‌ی ويژه‌ی بهمن 1385 به رقم قابل توجه 1.000.000 (يك ميليون) نسخه در ماه رسيده است.

سردبیران رشد دانش‌آموز

مصطفی رحمان‌دوست نخستین سردبیر مجله‌ی رشد دانش‌آموز است. او از بدو انتشار این مجله (یا اگر مُصر باشیم آن را ادامه‌ی مجله‌های پیک به شمار آوریم، از زمان انتشار دوباره‌ی آن با نام رشد) تا سال ۱۳۷۰ سردبیری مجله را بر عهده داشته است. پس از او یک دوره حمید گروگان و دو دوره افسانه‌ شعبان‌نژاد این نقش را عهده‌دار شده است. از آن پس محمد حمزه‌زاده عهده‌دار سردبيری مجله شده و تا سال ۱۳۸0 جمعاً 7 دوره آن را منتشر کرده است. پس از او اين وظيفه به من سپرده است. من اكنون ششمين دوره‌ی فعالیت خود را در این مجله سپری‌می‌كنم.

در يادداشت بعدی، درباره‌ی پيك دانش‌آموز بيش‌تر خواهم نوشت.

 برای خواندن تازه‌ترين شماره‌ی مجله‌ی رشد لوگوی رشد دانش‌آموز به وب‌گاه مجلات رشد مراجعه كنيد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 0:10  توسط بهروز كهريز  | 

 

روی جلد دانش ‌آموز شماره مهر 85

 

 

مجله‌ای با يك ميليون شمارگان

 

مجله‌ی رشد دانش‌آموز شماره‌ی بهمن با شمارگان يك ميليون نسخه منتشر شد. اين مجله از سوی دفتر انتشارات كمك آموزشی، وابسته به سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی درسی وزارت آموزش و پرورش برای دانش‌آموزان پايه‌های چهارم و پنجم منتشر می‌شود. البته رشد نوآموز هم در اين افتخار با آن شريك است؛ رشد نوآموز ويژه‌ی پايه‌های دوم و سوم است.

 

 

به دهان ساده می‌آيد، اما حقيقتاً آسان نيست كه در اين وانفسايی كه همه از نخواندن گلايه می‌كنند، هر ماه يك ميليون نسخه مجله منتشر كنی و آن را بفروشی. قطعاً يك اتفاق بزرگ در اين سرزمين رخ داده است كه يك مجله، ‌آن هم يك مجله‌ی كودك و نوجوان، به شمارگان يك ميليون می‌رسد. مجله‌های رشد دانش‌آموز و رشد نو‌آموز كه اولی برای دانش‌آموزان پايه‌های چهارم و پنجم و دومی برای دانش‌آموزان دوم و سوم منتشر می‌شود، در حالی به اين ركورد دست يافته‌اند كه شمار دانش‌آموزان اين دو پايه نسبت به سال‌‌های پيش كم‌تر هم شده است. البته رشد كودك هم در حوالی اين رقم پرسه می‌زند.

 

با كليك كردن بر "‌ادامه‌ مطلب"، اين نوشته را كامل‌تر بخوانيد.

 در ضمن تازه‌ترين شماره‌ی مجله‌ی  لوگوی  مجله‌ی رشد دانش‌آموز را در وب‌گاه مجله‌های رشد ببینید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 23:27  توسط بهروز كهريز  | 

 

اينترنت خطرناك!

 

آسيب‌های اينترنت  به  كودكان

 

 

از هم‌اكنون به فكر باشيم و هشدارهای  لازم را به كودكانمان بدهيم تا پيش از آن‌كه واقعه رخ زشت خود را نشان دهد، بچه‌ها را نسبت به خطرهای احتمالی آگاه سازيم.

كودكان آسيب‌پذيرتر هستند

 اينترنت به‌قدری كه به مذاق بچه‌ها خوش‌آيند است، شايد برای بزرگ‌ترها نباشد. ممكن است كودكان نتوانند همانند بزرگ‌ترها از اينترنت بهره ببرند، اما همان تماس كم‌عمقشان با اين پديده كافی است تا لذتی وصف‌ناپذير به آن‌ها بخشد. بزرگ‌ترها هر چه باشد با تجربه‌های بيش‌تری وارد جهان وسيع اينترنت می‌شوند، اما دنيای بچه‌ها در مقايسه با آن‌ها كوچك‌تر و بسته‌تر است و وقتی به اين سرزمين مجازی پهناور پا می‌نهند، شگفت‌زدگی‌شان چند برابر می‌شود. اين شگفت‌زدگی دهشتناك با اندكی تجربه‌هاي زيستی‌شان دست به دست هم می‌دهد و ‌آن‌ها را در برابر آسيب‌های جهان مجازی شكننده‌تر می‌كند.

 

می‌دانم كه كودكان حتی‌ در دنيای واقعی هم آسيب‌پذيرتر از بزرگ‌ترها هستند؛ اما دامنه‌ی آسيب‌هايی كه در جهان دروغين دامن بچه‌ها را می‌گيرد، بسی بيش از دنيای واقعی است. يعنی وقتی دو دنيا را با ملزوماتی كه دارند، با هم مقايسه می‌‌كنيد، آشكارا اين نسبت به نفع دنيای مجازی سنگين‌تر است. لابد در نظر داريد كه اين جهان مجازی را ماييم كه می‌آفرينيم و نه به اكراه كه با ميل و رغبت و از درون خانه‌هايمان واردش می‌شويم.

 

بر اساس پژوهشی كه به تازگی انجام شده است، از هر پنج كودكی كه به دنيای اينترنت پا می‌گذارد، يك نفر مورد مزاحمت جنسی قرار می‌گيرد و يكی از جاهايی‌ كه برای اغفال كودكان و نوجوانان استفاده می‌كنند، اتاق‌های گپ و گفت‌وگو است.

 

 

با كليك كردن بر "‌ادامه‌ مطلب"، اين نوشته را كامل‌تر بخوانيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 9:22  توسط بهروز كهريز  | 

 

مرحوم علی دوانی

 

يادی از يك دانشمند

 

يكی از كتاب‌هايی‌ كه در زمان نوجوانی پيوسته به آن مراجعه می‌كردم و می‌خواندم، "کتاب مهدي موعود" ترجمه‌ی جلد سيزدهم بحارالانوار بود كه انصافاً كاری بود بسيار محققانه از مرحوم علی‌دوانی. اگر اشتباه نكنم، بيش از سيزده يا چهارده سال نداشتم كه با اين كتاب آشنا شدم. آن زمان‌ها تازه مفهوم خريدن كتاب‌‌های قطور غير داستانی را  كشف كرده بودم. در سال‌های انقلاب، مانند خيلی‌های ديگر، به كمك بچه‌های محل، كتاب‌خانه درست كرده بوديم و كتاب می‌خوانديم و امانت می‌داديم، اما اغلب اين كتاب‌ها به فراخور سنمان (11 سالگی) كتاب‌های داستانی ويژه‌ی كودكان و نوجوانان بود و از آن ميان، داستان راستان استاد شهيد مرتضی مطهری و كتاب‌های صمد بهرنگی و قصه‌های پيامبران مرحوم مصطفی زمانی به خوبی يادم می‌آيد. از سال اول راهنمايی، خواندن كتاب‌های جدی‌تر را آغاز كردم؛ امّا اين كتاب‌ها همه كتاب‌هايی بودند كه من در مدرسه جايزه گرفته بودم و می‌دانيد كه در آن‌سال‌ها كتاب‌ و كتاب‌خوانی رونقی داشت و تقريباً كتاب تنها جايزه‌ای بود كه در مدرسه‌ها می‌دادند. خلاصه، تا پيش از آن كتاب‌‌های زيادی را خودم نخريده و نخوانده بودم. از اين رو خيلی به اين كتاب دلبستگی داشتم و ناگزير خيلی بر من تأثير داشت.

در اين اواخر هم به خاطر تحقيق ناتمامی كه درباره‌ی شيخ مفيد می‌كردم، به چندين جلد از كتاب‌های آن مرحوم درباره‌ی زندگی دانشمندان مسلمان مراجعه كردم. انصافاً وقت گذاشته بود و همين وقت‌گذاشتن‌ها بود كه باعث شده بود برخی گره‌های تاريخی را به سرانگشت فطنت و زيركی خود بگشايد. گرچه در مورد آن‌ها هم ان‌قلت‌هايی وجود دارد؛ اما مگر در چه كاري نمی‌توان ان‌قلت كرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 8:33  توسط بهروز كهريز  | 

 

     روز پنج‌شنبه 14 دسامبر 2006 ( 23 آذر 1385) خبری درباره‌ی ميزان اعتبار اسناد علمی در آمريكا منتشر شد كه به گمانم شايان تأملی بسيار بود. خبر كوتاه بود؛ اما در لابه‌لای اين چند سطر، حكايت نانوشته‌ی بس دراز و ژرف و البته بس ترسناكی پنهان بود. خبر حكايت می‌كرد از اعتراض تعداد زيادی از دانشمندان آمريكا به دست‌كاری اسناد علمی به خاطر منافع سياسی.

 

به نوشته‌ی وب‌گاه بی‌بی‌سی 10 هزار تن از دانشمندان آمريكايی كه 52 تن از آن‌ها از برندگان جايزه‌ی نوبل هستند، از حاكميت خواسته‌اند به استقلال علمی احترام بگذارد و داده‌های علمی را به خاطر منافع سياسی دست‌كاری نكند.

 

در اين خبر گفته شده است که در مواردی سياستمداران آمريكايی از دانشمندان انتظار داشته‌اند که نظرات علمی خود را به خاطر مسائل سياسی تغيير دهند. اين خبرگزاری از فهرستی مفصل سخن گفته است كه نشان می‌دهد مقامات دولتی آمريكا در امور علمی دخالت کرده و آن‌ها را به دل‌خواه تغيير داده‌اند.

مدافعان سند منتشر شده گفته‌اند كه دولت آمريکا در سال‌های اخير به عرصه‌های علمی تعرض بسياری کرده است، بدون آن‌که هيچ‌گاه با اعتراض و مقاومت مجلس نمايندگان اين كشور روبه‌رو شود.

دکتر پيتر گايک مدير مؤسسه مطالعات رشد و امنيت به اين بنگاه خبری گفته است: "در چند سال اخير سياستمداران در برخی از مسائل بسيار مهم، به ويژه در زمينه‌های روند گرمايش زمين، صلح بين المللی و منابع آب، واقعيت‌ها را به صورتی نارسا به جامعه انتقال داده‌اند."

  

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 3:22  توسط بهروز كهريز  | 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

 

   راستش را بخواهيد خيلی وقت است كه دلم می‌خواهد بتوانم، مانند بسياری ديگر، هر از گاهی، چيزكی‌ در مورد مسايل مختلف فرهنگی، اجتماعی و سياسی ايران و گاهی جهان جايی بنويسم. شايد شما هم گاهی با شنيدن يا خواندن خبری قلقلك شده‌‌‌‌‌‌‌ باشيد. در اين صورت احساس مرا خوب درك خواهيد كرد.

چنان‌كه در پيشانی اين صفحه پيداست، وبلاگی هم داشتم؛ ولی خب هر چه با خودم كلنجار رفتم، ديدم شايسته نيست كسانی كه به دنبال شعری يا داستانی، به سراغ وبلاگ من آمده‌اند، وقتشان را با لاطائلات ديگر تلف كنند‌ (گر چه ممكن است در نهايت خوانندگان وبلاگ مذكور با چنين پنداری آن را ترك ‌كنند) از اين رو به فكر افتادم جای ديگری را به اين خزعبلات اختصاص دهم. وبلاگی‌ كه افتخار داده‌ايد و به آن سرك كشيده‌ايد، از ميان خاكستر انديشه‌هايی سر بر كشيده‌است كه همه تا به اين ساعت، در آتش اين ناكامی سوخته بودند.

به هر حال كسی كه اين‌جا می‌بينيد، من نيستم؛ يا تصور می‌كنم كه شباهت زيادی بين او و من نيست؛ امّا چنان‌كه آدمی، گاهی در دام ابليس درمی‌ماند و زمامش را به دست او می‌سپارد و ناباورانه بی‌هيچ دست و پا زدنی در پی او به راه می‌افتد و از هر چه انسانيت تهی می‌شود، من هم ناگزير به خواسته‌ی آن شخص ديگر تن در دادم.

بار ديگر، محض محكم كاری، خاطر نشان می‌كنم، حرف‌هايی‌ كه در اين وبلاگ می‌زنم اصالتاً متعلق به من واقعی نيستند و در بهترين حالت از آنِ شخصی هستند كه من نيستم و من آن‌ها را به جز تفنن نمی‌شمارم.


+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 3:17  توسط بهروز كهريز  |